خطبه بدون الف حضرت علی(ع)
52 بازدید
تاریخ ارائه : 1/5/2013 1:38:00 PM
موضوع: فقه و اصول

 قال ابن ابی الحدید: روی کثیر من الناس قالوا: تذاکر اصحاب رسول اللّه‏ ای حروف الهجاء ادخل فی الکلام؟ فاجمعوا علی الالف، فار تجل الامام علی (ع).

الخطبة المونقه و هی:

حمدت من عظمت منّته، و سبغت نعمته، و سبقت غضبه رحمته و تمّت کلمته، و نفذت مشیئته، و بلغت قضیّته. حمدته حمد مقرّ بربوبیّته، متخضّع لعبودیّته، متنصّل من خطیئته، متفرّد بتوحیده، مستعیذ من وعیده، مؤمّل منه مغفره تنجیه، یوم یشغل عن فصیلته و بنیه.

و نستعینه و نسترشده و نستهدیه، و نؤمن به و نتوکّل علیه. و شهدت له شهود مخلص موقن، و فرّدته تفرید مؤمن متیقّن، و وحدّته توحید عبد مذعن، لیس له شریک فی ملکه، و لم یکن له ولی فی صنعه، جلّ عن مشیر و وزیر، و تنزّه عن معین و نظیر.

علم فستر، و بطن فخبر، و ملک فقهر، و عصی فغفر، و حکم و فعدل، لم یزل و لن یزول، (لیس کمثله شی‏ء)، و هو قبل کلّ شی‏ء، و بعد کلّ شی‏ء. ربّ متعزّر بعزّته، متمکّن بقوّته، متقدّس بعلوّه، متکبّر بسموّه، لیس یدرکه بصر، و لم یحط به نظر. قوی منیع، بصیر سمیع، رؤوف رحیم.

عجز عن وصفه من یصفه، و ضلّ عن نعته من یعرفه. قرب فعبد و بعد فقرب. یجیب دعوه من یدعوه، و یرزقه و یحبوه. ذو لطف خفّی، و بطش قوی، و رحمه موسعه، و عقوبه موجعه. رحمته جنّه عریضه مونقه، و عقوبته حجیم ممدودة موبقة.

و شهدت ببعث محمد رسوله، و عبده و صفیّه و نبیّه و نجیّه و حبیبه و خلیله. بعثه فی خیر عصر، و حین فتره و کفر، رحمه لعبیده، و منّه لمزیده. ختم به نبوّته، و شیّد به حجته، فوعظ و نصح، و بلّغ و کدح. رؤوف بکلّ مؤمن، رحیم سخی، رضی ولی زکی، علیه رحمة و تسلیم، و برکة و تکریم، من ربّ غفور رحیم، قریب مجیب.

وصّیتکم معشر من حضرنی، بوصیّة ربّکم، و ذکرّتکم بسنّة نبیّکم، فعلیکم برهبة تسکن قلوبکم، و خشیه تذری دموعکم، و تقیة تنجیکم، قبل یوم یبلیکم و یذهلکم.

یوم یفوز فیه من ثقل و زن حسنته، و خفّ وزن سیّته. و لتکن مسألتکم و تملّقکم، مسألة ذلّ و خضوع، و شکر و خشوع، بتوبة و نزوع، و ندم و رجوع. و لیغتنم کلّ مغتنم منکم، صحّته قبل سقمه، و شبیبته قبل هرمه، وسعته قبل فقره، و فرغته قبل شغله، و حضره قبل سفره، قبل تکبر و تهرّم و تسقّم، یملّه طبیبه، و یعرض عنه حبیبه، و ینقطع عمره، و یتغیّر عقله. ثمّ قیل هو موعوک، و جسمه منهوک. ثمّ جدّ فی نزع شدید، و حضره کلّ قریب و بعید. فشخص بصره، و طمح نظره، و رشح جبینه، و عطف عرینه، و سکن حنینه و حزنته نفسه، و بکته عرسه، و حفر رمسه. و یتمّ منه ولده، و تفرّق منه عدده، و قسّم جمعه، و ذهب بصره و سمعه، و مدّد و جرّد، و عرّی و غسّل، و نشّف و سجّی، و بسط له و هیّی‏ء، و نشر علیه کفنه، و شدّ منه ذقنه، و قمّص و عمّم، و ودّع و سلّم، و حمل فوق سریر، و صلّی علیه بتکبیر، و نقل من دور مزخرفه و قصور مشیّده و حجر منجّده، و جعل فی ضریح ملحود، و ضیق مرصود، بلبن منضود، مسقّف بجلمود. و هیل علیه حفره، و حثی علیه مدره، و تحقّق حذره، و نسی خبره. و رجع عنه ولیّه و صفیّه، و ندیمه و نسیبه، و تبدّل به قرینه و حبیبه. فهو حشو قبر، و رهین قفر، یسعی بجسمه دود قبره، و یسیل صدیده من منخوه. یسحق تربه لحمه، و ینشّف دمه، و یرمّ عظمه. حتی یوم حشره. فنشر من قبره، حین ینفخ فی صور، و یدعی بحشر و نشور.

فثمّ بعثرت قبور، و حصّلت سریرة صدور، و جی‏ء بکلّ نبی و صدّیق و شهید، و توحّد للفصل ربّ قدیر، بعبده خبیر بصیر. فکم من زفرة تضنیه، و حسرة تنضیه. فی موقف مهول، و مشهد جلیل، بین یدی ملک عظیم، و بکلّ صغیر و کبیر علیم. فحینئذ یلجمه عرقه، و یحصره قلقه. عبرته غیر مرحومه، و صرخته غیر مسموعه، و حجته غیر مقبوله، زلت جریدته، و نشرت صحیفته، و تبیّنت جریرته. نظر فی سوء عمله، و شهدت علیه عینه بنظره، و یده ببطشه، و رجله بخطوه، و فرجه بلمسه، و جلده بمسّه. فسلسل جیده، و غلّت یده، و سیق فسحب وحده، فورد جهنّم بکرب و شدّه، فظلّ یعذّب فی جحیم، و یسقی شربه من حمیم. تشوی وجهه، و تسلخ جلده، و تضربه زبنیة بمقمع من حدید، و یعود جلده بعد نضجه کجلد جدید. یستغیث فتعرض عنه خزنة جهنّم، و یستصرخ فیلبث حقبة یندم.

نعوذ بربّ قدیر، من شرّ کلّ مصیر، و نسئله عفو من رضی عنه، و مغفرة من قبل منه. فهو ولی مسئلتی، و منجح طلبتی. فمن زحزح عن تعذیب ربّه، جعل فی جنته بقربه. و خلّد فی قصور مشیّده، و ملک بحور عین و حفده، و طیف علیه بکؤوس، و سکّن حظیرة قدّوس، و تقلّب فی نعیم، و سقی من تسنیم، و شرب من عین سلسبیل، و مزج له بزنجبیل، مختّم بمسک و عبیر. مستدیم للملک، مستشعر للسّرور، یشرب من خمور فی روض مغدق، لیس یصدّع من شربه و لیس ینزف.

هذه منزلة من خشی ربّه، و حذّر نفسه معصیته، و تلک عقوبة من جحد مشیئته، و سوّلت له نفسه معصیته. فهو قول فصل، و حکم عدل، و خبر قصص قص، و وعظ نصّ، (تنزیل من حکیم حمید)، نزل به روح قدس مبین، علی قلب نبی مهتد رشید، صلّت علیه رسل سفره، مکرّمون برره. عذت بربّ علیم رحیم کریم، من شرّ کلّ عدوّ لعین رجیم. فلیتضرّع متضرّعکم، و لیبتهل مبتهلکم، و لیستغفر کلّ مربوب منکم، لی ولکم، و حسبی ربّی وحده.